در کنار خیمه امبی قرارِ بی قرارهای هایِ گریه امانتظارِ انتظاردست های کوچکمنشسته استدر قنوتِ آرزووای وایِ من پدروای وایِ من عمو آمدی پدر ولیچهره ات شکسته استگرد و خاک دیگریبرتنت نشسته استمی روی به سوی خیمه ی عموی منآی؛ مهربان عمونه؛ عمود خیمه را نمی کنیدر سکوتِ گفتگووای وایِ من پدروای وایِ من عمو نیزه ها برای سردشنه ها برای دلتیر، سهم قلب هاچکمه ها به سینه هابند ها و دست هاشعله ها و خیمه هانعل نو برای چه؟!!!مانده ام زجست و جووای وایِ من پدروای وایِ من عمو در مرور بی کسیمن پناه می برم به دشتمن پناه می برم به خاکمن پناه می برم به خارمن پناه می برم به خوابمن پناه می برم به رنجمن پناه می برم به دردمن پناه می برم به عمه اممن پناه می برم به مَرددرغبار و های و هووای وایِ من پدروای وایِ من عموبرچسبها: عاشورا, انتظار کاهگل (شعر)...
ما را در سایت کاهگل (شعر) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 154 تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 21:37